محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

226

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

حرام ، اعتقاد داشت هم‌چون فرشتگان پاك و پاكيزه مىشود و به جاودانگى خدا جاودانه مىگردد : « وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ » « 1 » و گفت : « ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ » « 2 » شگفتا چه اشتباه بزرگى ! ! . . . بنابراين چه كسى مىتواند به چنين چيزى بىاعتنا باشد ، در صورتى كه پاىبند دستورات وجدانى است ؟ . . . ولى توهّم دروغين را اين ناصح دورو در چشم حضرت آدم آراست و علىرغم اين‌كه وى از آغاز در برابر حيله‌هاى احتمالى دشمنش حفاظت مىشد ، انسان نخستين همهء اين‌ها را فراموش كرد « 3 » و لحظه‌اى فرارسيد كه در آن لحظه ارادهء استوارى در خود نيافت : « وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً . » « 4 » با وجود همهء اين‌ها فراموشى به عنوان نسبت به حضرت آدم يك عذر پذيرفته محسوب نمىشود ، چنان‌كه نيت پاك نيز باعث شفاعت او نمىشود ، زيراكه فراموشى از خود آن عمل نبوده ، بلكه نسبت به هدف بوده است . و انگيزه‌هاى مخالفت هرچه باشد ، نمىتواند ما را از پاىبندى مطلقى بر كنار كند كه نشانه‌ها و حدود روشن و واضح دارد . در اين نوع از فرمان قطعى

--> - حديث مقصود امام رضا عليه السّلام از بخشودگى گناهان صغيره ، ترك مستحب باشد ) كه بر انبياء عليهم السّلام پيش از نزول روا بوده است ، همين‌كه خداوند حضرت آدم عليه السّلام را برگزيد و او را پيامبر قرار داد ، از هر گناه صغيره و كبيره معصوم بود . رجوع كنيد به كتاب‌هاى : الإحتجاج : 2 / 216 ؛ عيون اخبار الرضا : 2 / 176 ؛ تفسير الميزان : 1 / 145 ؛ بحار الانوار : 11 / 78 ؛ مسند الامام الرضا : 2 / 125 ؛ تفسير صافى ؛ 1 / 122 ؛ تفسير نور الثّقلين : 2 / 11 ؛ تفسير كنز الدّقائق : 2 / 64 ؛ قصص الأنبياء جزايرى : ص 17 و حياة الامام الرّضا باقر شريف قرشى : 1 / 157 ، با اندك تصرّف . ( 1 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 21 : سوگندهاى شديدى براى آنها ياد كرد ، كه من خيرخواه شما هستم ! ( 2 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 20 : خداوند شما را از اين جهت نهى نكرده ، جز اين‌كه اگر از آن بخوريد يا فرشته خواهيد شد و يا عمر جاويدان پيدا مىكنيد . ( 3 ) - منظور از فراموشى در اينجا ترك مأمور به است ، به‌ويژه پس از سوگندى كه شيطان براى آنها خورد ؛ زيراكه فراموشى بر انبياء عليهم السّلام روا نيست ، علاوه بر اين‌كه نهى وارد در آيهء شريفه نهى ارشادى است ، نه مولوى و تحريمى . رجوع كنيد به كتاب‌هاى : كافى : 1 / 416 و 2 / 8 ؛ كمال الدّين و تمام النّعمة : ص 213 ؛ شرح اصول كافى : 7 / 63 و 12 / 57 ؛ التّبيان شيخ طوسى : 7 / 213 ؛ تفسير مجمع البيان : 7 / 60 ؛ تفسير صافى : 3 / 324 ؛ تفسير الميزان : 14 / 219 . ( 4 ) - طه ( 20 ) آيهء 115 : پيش از اين از آدم پيمان گرفته بوديم ، امّا او فراموش كرد ، و عزم استوارى براى او نيافتيم .